گوا هی نا مه

خب بهتره الان که فقط چند روز به آخر سال مونده، یه کم از خودم تعریف کنم..

تولد دخترکمون به خوبی برگزار شد.

امتحان پایان ترم دوم رو هم قبول شدم اونم با نمره خیلی خوب.

امتحان گواهینامه رو هم آخر نوامبر قبول شدم، همون بار اول، این یکی رو اصلا انتظار نداشتم. حالا گواهینامه دار هستم..

با وجود همه استرسی که ماه نوامبر برام داشت، ماه دسامبر با خبرهای خوب همراه بود.

برای مامان و بابا دع و ت نا مه فرستادم که اگر بشه برای عید بیان پیشم، هم حال مامان شاید بهتر بشه و هم من با دیدنش یه کم آروم بگیرم.

بعد از کلی مشورت با آدمهای مختلف، از اینکه دخترمون رو بفرستیم مدرسه خصوصی پشیمون شدیم و مدرسه دولتی نزدیک خونه ثبت نام اش کردیم برای سال آینده.

فردا آخرین روز کاریه و بعدش ده روز تعطیلم، واقعا به این تعطیلی نیاز دارم، باید انرژی جمع کنم که بعدش دوباره بکوب درسه و امتحان مهمی که توی ماه مرتز هست.

می دونین وقتی من استرس خیلی زیاد و نگرانی زیادی دارم بعدش حتما یه جایی یه چیزی از بدنم به شکل حساسیت می زنه بیرون و این بار سرفه هایی که دو ماهه یقه منو گرفته و ول نمی کنه و به تشخیص دکتر این بار می تونه آ سم باشه، که البته امیدوارم نباشه. حالا یازدهم ژانویه وقت دکتر ریه دارم تا ببینم چی می شه.

امیدوارم سال آینده سال خوبی باشه برامون..

/ 0 نظر / 44 بازدید