روزانه

بعد از چهار روز تعطیلی اومدم سر کار، از هفته دیگه هم باید برم باز سر کلاسها، این یک ماه خوب بود چون همش اومدم سر کار که به خونه نزدیکه ولی کلاسهام خیلی دوره .

خبر خوش اینه که چند روز پیش مسئول کلاسهامون ایمیل زد که از ماه آینده می تونیم بریم همونجایی که کلاسهای پارسالمون تشکیل می شد. اونجا به خونه نزدیک تره و علت اصلی که من این مدرسه رو انتخاب کردم نزدیکی اش به خونه بود ولی پارسال بعد از سه ماه گفتن محل کلاسها عوض شده و فرستادنمون یه جای دور، که واقعا رفت و آمد رو برام سخت کرد. و حالا دوباره برمی گردیم جای اولی که برای من از این نظر خوبه، چون از سپتامبر دخترک مدرسه می ره و من همش غصه داشتم که چجوری با اون راه طولانی دخترم رو ببرم مدرسه و به کلاسهام برسم. که خوشبختانه گویا مشکل حل شد.

امروز احتمالا بخیه صورت دختر رو می کشیم، خیلی غصه دارم، دلم می خواد ببینم خوب جوش خورده یا نه؟ امیدوارم اوضاع خوب باشه.

این چند روز تعطیلی هم خوب بود، یه روزش مهمون داشتیم، یه روز با دخترک رفتم پارک گلها که عالی بود، یه روز پدر و دختر رفتن لگولند و من موندم خونه و برای خودم فیلم دیدم و یه کم درس خوندم، شبش هم باهم کارتون شگفت انگیزان رو دیدیم که دخترک قبلا ندیده بود.

امروز باید یه کم بیشتر بمونم سر کار.

برم یه کم کارهام رو بکنم.

پرشین برام نشون می ده که پیغام نوشته شده برای متن های قبلی ولی اونا رو نشون نمی ده. واقعا چشه این پرشین (

/ 0 نظر / 27 بازدید