سال نو 1397

متنفرم از این سیستم جدید پرشین بلاگ..

وبلاگ دخترم رو نمی تونم باز کنم چون فراموش کردم با چه آدرس ایمیلی براش وبلاگ ساختم و آی دی ام رو هم قبول نمی کنه. ایمیل هم زدم بهشون و هیچ جوابی ندادن بهم تا حالا..

دوست ندارم خاطرات چند سالی که از دخترم نوشتم یهو از دست بره و دلم می خواد گاهی باز توش بنویسم.. چی کار می کنین آخه کارمندان پرشین بلاگ؟

اولین قسمت امتحان ام رو دادم، بد نبود و همچنان منتظرم که جوابش بیاد. دهم آپریل هم یه امتحان ترم دارم و از هفته دیگه ده روزی تعطیل هستیم، همسر هم مرخصی گرفته و قراره بریم پیش مادر همسر. دخترک که حسااااابی خوشحاله.

خب دیگه اینکه سومین دندون دخترک هم افتاد، خوشحاله و هر روز چک می کنه ببینه کدوم دندونش لق شده.

دلیل سرفه های بی پایان من هم معلوم شد، طبق معمول حساسیت، فعلا اسپری کورتون استفاده می کنم، سرفه هام بهتر شده ولی چند روزه حسابی دستام می خواره، از مسافرت که برگشتیم باید برم دکتر.

برای مامان و بابا دع وت نامه فرستاده بودم، وقت س فا رت هم داشتن ولی بابا یادش رفته بود پاس پورت قبلی اش رو ببره و برای همین مدارک رو ازشون نگرفتن و وقتشون هم پرید، حالا دوباره اقدام کردم که وقت بگیرم و فعلا که جوابی نیومده، دوست داشتم عید پیشم باشن ولی نشد دیگه.

روز سال نو و لحظه تحویل سال دوستامون رو دعوت کرده بودم تا دور هم باشیم و البته به بچه ها حسابی خوش گذشت. دوست دارم دخترم مثل من خاطرات خوبی از عید ما توی ذهنش بمونه.

دیگه

دیگه اینکه

هیچی دیگه همین



/ 0 نظر / 52 بازدید