مسافرت سال نو و قبولی امتحان اول (یوهوووووووووووووووووو)

جواب امتحانم اومد، توی وبسایت نوشته که قبول شدم. خوشحال شدم خیلی زیاد ولی حالا منتظرم نامه اش بیاد ببینم نمره ام چند شده.

امتحان ترم ام رو هم دهم آپریل دادم و بعدش باید یک ماه فقط بیام جایی که کارآموزی می کنم، الان هم اینجام و دارم می نویسم، رئیسم نیومده، منم کارهام رو لیست کردم که انجام بدم و فکر کنم امروز اینجا یه کم وقت دارم که درس بخونم. مهدکودک دخترک امروز عکاس میاد، صبح که بیدار شد با ذوق پیراهنش رو پوشید و یه پاپیون سفید هم زدم به موهاش و بردمش مهدکودک.

یک هفته بعد از عید رفتیم شهر مادرشوهر، یک هفته اونجا بودیم و البته دو روزش رو با اونها و ماشینشون رفتیم و نی ز، تجربه خوبی بود، به دخترک که حسابی خوش گذشت و ما هم از دیدن اون راه زیبا و از همه مهمتر شهر و نی ز خیلی لذت بردیم، موقع برگشتن هم رفتیم یه دریاچه خیلی زیبا توی ای تالیا رو دیدیم و برگشتیم شهر مادرشوهر، روز بعدش هم با هواپیما برگشتیم شهر خودمون، در کل سفر خوبی بود چون ما ماشین نبردیم و همسر هم آزاد بود که با خیال راحت وقتش رو با ما بگذرونه بدون خستگی ..

هفته پیش موقع خوردن غذا یک دندونم خرد شد و ریخت، دیروز رفتم دندانپزشکی ( جایی که ازش بیزارم و همیشه هم باید برم) باید دندون عصب کشی بشه و بعد هم روکش، یعنی تو این سن و سال و این همه تجربه دندونپزشکی رفتن، من هنوزم اینقدر می ترسم که حد نداره...

امسال دخترک میره مدرسه و من خیلی مضطرب هستم، از اینکه هیچی نمی دونم، نمی دونم با محیط جدید و آدمهای جدید راحت کنار میاد یا نه؟ با معلمش راحت ارتباط برقرار می کنه یا نه؟ و هزار تا اگر و شاید و ....


/ 0 نظر / 26 بازدید